مقالات

ضرورت طرح مباحث مهدوی

وقتی سخن از مباحث مهدویت به میان می‌آید، ممکن است سؤال شود: با وجود موضوعات گوناگون که در جهان علم و دانش وجود دارد و نیازهای آدمی به دانش‌های مختلف و نیز محدودیت وقت و امکانات، چرا باید به مباحث مهدویت پرداخت؟

آیا مباحث مهدویت، مسائل کاربردی است که در زندگی روزمره تأثیرگذار است و یا صرفاً بحث‌های تئوریک است که دانستن آن‌ها، بهتر از ندانستنش است؟

آیا بحث از مهدویت و مسائل آن، نیازِ امروزِ بشراست؟

بدیهی است موضوع موعود، منجی و مصلح کل، نظریه یا طرز تفکری نیست که در برخی اذهان بخاطر جلوگیری از درد و رنج ملت‌های ستمدیده در اثر ظلم و ستمِ حکام جور ایجاد شده باشد، و یا شیعه به خاطر دلداری دادن به خود، در برابر ظلم فراوانی که به او وارد شده، آن را در کتاب‌های خویش نگاشته باشد…

بلکه مهدویت، ریشه در عمق باورها و اعتقادات مسلمانان دارد، مسئله‌ای مهم و اساسی و حیاتی که قرآن کریم به آن بشارت داده و پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه‌ی هدی علیهم‎‌السلام در موارد متعدد از آن سخن گفته و در ادعیه‌ی مختلف علاوه بر روایات، به همه‌ی انسان‌ها بشارت ظهور را داده‌اند و در طول تاریخ حیات پربرکتِ اسلام، بسیاری از علمای بزرگ اعم از فقهاء، مفسّرین و متکلّمین و …، مردم را به انتظارِ ایشان دعوت کرده‌اند. لذا موضوع مهدویت را می‌توان، امتدادِ اسلام و قرآن و کانون هویّت و فرهنگ اسلام دانست.

«مهدی» تنها یک اندیشه نیست که ما در انتظار ولادت او باشیم و یک پیشگویی نیست که به امید مصداق آن نشسته باشیم؛ بلکه امام مهدی (عج)، یک واقعیت خارجی و آماده‌باش است که ما منتظر عملیات و حرکت جهانیِ او هستیم. انسان مشخص و معیّنی که در میان ما زندگی می‌کند[۱]، ما او را می‌بینیم[۲]، و او ما را می‌بیند[۳]، با همه‌ی آرزوهای ما و رنج‌های ما آشناست و در غم و اندوه ما شریک است و …

پس مهدویت، رویکردی جدی و قوی به آینده‌ی مطلوب بشرّیت و تجسّم شخصیتی است که به همه‌ی قدرت‌ها «نه» می‌گوید و تعهدی نسبت به هیچ حاکم ستمگری ندارد. پس باید او را شناخت و نسبت به او معرفت پیدا کرد.

در متون دینی، معرفت امام، جایگاه بسیار مهمی دارد و اساس سعادت دنیا و آخرت دانسته شده است. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّه[۴]؛ هر کس بمیرد درحالی‌که امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است».

براساس این حدیث شریف، شناخت امام، شرط اسلام است و اگر کسی بدون شناخت امام بمیرد، گویا از اسلام بی‌بهره بوده است؛ هرچند مناسک و اعمال اسلامی را انجام داده باشد.

پس نخستین و مهم‌ترین وظیفه‌ی انسان، شناخت پروردگار و آفریننده‌ی خویش است و تا شناخت او حاصل نشود، راه درست بندگی و اطاعت از او، به روی انسان باز نخواهد شد[۵].

راهِ معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولیای خدا و امامان معصوم علیهم‎‌السلام است، چون آن‌ها مظهر اسماء و صفات الهی و آیینه‌ی جمال و جلال پروردگارند. معصومین علیهم‎‌السلام، انسان‌های کاملی هستند که خداوند آن‌ها را خلیفه و نماینده‌ی خود در زمین قرار داده و اراده کرده که با آنان شناخته شود و از مسیر اطاعت آن‌ها، اطاعت شود و ثواب و عِقاب را نیز بر مدار اعتقاد به ایشان و اطاعت از آنان قرار داده است.

از سیدالشهداء علیه‌السلام سؤال شد: فَمَا مَعْرِفَهُ اللَّه؟ حضرت فرمودند: مَعْرِفَه أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ[۶]؛ مراد از شناخت خدا، شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام خویشتن است؛ آن امامی که اطاعت او بر آنان واجب است.

پس معرفت و شناخت امام زمان (عج)، چراغ هدایت و رمز دینداری و شاهراه بندگی خداست و آنکه در این صراط مستقیم قرار گرفته، کارها و اعمالش در مسیر درست، منطقی و عاقبت‌بخیری واقع شده است؛ وگرنه آن اعمال، ره به جایی نبرده و کمالی برای او به همراه نخواهد داشت. پس امامت، ستون اصلیِ خیمه‌ی دین مبین اسلام است که اعمال وابسته به آن بوده و هرکس امام را نشناسد، درحقیقت از راه راست و صراط مستقیم باز مانده است.

آری! فلسفه‌ی آفرینش انسان، رسیدن به مقام معرفت الهی است و راه کسب آن، از مسیر شناخت امام و حجّت هر عصر می‌گذرد.

[۱] مجلسی، بحار، ج۵۲، ص۱۵۴

[۲] «یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ» (کمال‌الدین، ج۲، ص۴۴۰)

[۳] «فَیَرَى اَلنَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ» (همان، ص۴۴۰)

[۴] کمال‌الدین، مترجم: منصور پهلوان، ج۲، ح۱، ص۴۰۹

[۵] کلینی، کافی، ج۱، صص ۳۴۷ – ۲۴۷

[۶] ر.ک: میزان‌الحکمه، ذیل کلمه‌ی «الله»

امتیازدهی

0%

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
برچسب‌ها
مشاهده بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن